امي تيسامي تيس، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

امی تیس،فرشته ما

موندن توی خونه

از فرمايشات مقام امي تيس خانوم!!!: امروز بدليل ماموريت بابا كه صبح زود عازم سفره و مامان هم ميره سر كارش   و امي تيس هنوز اون موقع براش زوده كه بره مهد از شب قبل با بابا ميره خونه مادرجون و ايشونو ميارن منزل ما. صبح كه از خواب بيدار ميشه  زنگ در رو ميزنن.انگار يه نفر اشتباهي زنگ خونه رو زده اما مادرجون بشوخي ميگه خاله فاطمه است.از مهد اومده دنبالت .ميخواي بري همراهش؟ امي تيس هم مشغول خوردن حليم خوشمزه مادرجون پز و تماشاي كارتنهاي رنگارنگ تلويزيون اعلام ميكنه : نه! مادرجون بهش بگو امروز خونه میمونه. نمياد مهد.ميخوادپيش مادرجونش بمونه و كارتن تماشا كنه. ...
10 اسفند 1389

لاک زدن دخترک ما

سجاده رو پهن ميكنم تا نماز مغربمو بخونم. لاك ناخن   جيگري رو از روي ميز آرايشم برميداره و خيلي راحت بازش ميكنه.نگاهم ميكنه تا عكس العمل منو ببينه.فقط نگاش ميكم طوريكه يعني حواست هست؟ بروم ميخنده و مسخره بازي درمياره و ميگه هامبالو مامبالو...(تازگي ها براي شوخي با كسي كه يعني جدي نگيريد به كار ميبره)اجازه ميدي؟ باشه؟ خوب؟ببخشيد مامان!دوستت دارم  و بعد بدو بدو ميره از اتاق بيرون و مثل شصت تير برميگرده با يه كيسه فريزري   و ميذاره زير دستش تا فرش رو كثيف نكنه.قربون دخترم برم با اين عقل كوچولو كه هر چي يادش داديم و البته ميدونه مفيده حالا داره به كار ميبنده. نمازمو ميخونم.تموم كه شد نگاهش ميكنم.دست و پاي چپش رو لاك ...
10 اسفند 1389